فروش تلفنی

قوانین نانوشته فروش تلفنی برای کمپین تبلیغاتی شما نظر بدهید

وقتی برای اولین بار به بازاریابی نرم‌افزار نگاه می‌کنید، گاهی اوقات خیلی راحت می‌توانید از طریق فروش، آن را تشخیص دهید.

اشکالی ندارد، مخصوصاً وقتی که شما به ایده‌های رایج بازاریابی عادت کرده‌اید که سعی می‌کنند مردم را برای خرید یک بازی کامپیوتری یا یک سیستم عامل (و تا حدی فروش خودکار آن چیزها) متقاعد کنند. با این حال، لطفاً بدانید که اگرچه اشتباه گرفتن این دو آسان و قابل بخشش است، اما اگر مدام تسلیم آن شوید، می‌تواند بسیار نامطلوب باشد. به عنوان مثال، وقتی برای بازاریابی و تبلیغات (مثلاً خدمات تولید پیشرو) به یک شرکت حقوقی برون‌سپاری می‌کنید، ممکن است افراد باتجربه‌تر در مورد اینکه چرا انتظار دارید آنها چیزی را به بازار عرضه کنند، گیج شوند. برخی افراد تا آنجا پیش می‌روند که در وبلاگ‌ها از این موضوع شکایت می‌کنند و در بدترین حالت، در مورد تداخل بین تیم‌های فروش و تیم‌های بازاریابی در یک شرکت خاص صحبت می‌کنند.

این پیچیدگی بین فروش و بازاریابی همچنین می‌تواند مشکل‌سازتر باشد، زمانی که با سردرگمی بین پیشگامان B2C و B2B همراه شود. وقتی در حال بازاریابی نرم‌افزار B2B هستید، این اصطکاک بسیار مشهودتر است زیرا مراحل جذب مشتریان بالقوه علاقه‌مند و متقاعد کردن آنها برای ارائه پیشنهاد می‌تواند از نظر زمان و منابع مورد نیاز یکسان باشد. مانند بازاریابی نیست که مرحله بازاریابی فقط فرصتی برای دیدن یک تبلیغ قبل از مرحله فروش آنلاین باشد که در آن مشتری محصول را دریافت و خریداری می‌کند. نه، در B2B این روند به طور قابل توجهی کندتر است.

با توجه به اینکه ممکن است تفاوت ظریفی (هرچند به راحتی فراموش شود) بین وادار کردن یک فرد به خرید و فروش و صرفاً جلب توجه افراد وجود داشته باشد. مورد اول می‌تواند در کسب درآمد و همچنین تزریق پول به جیب یک کسب و کار بسیار مهم‌تر باشد. با این حال، مورد دوم می‌تواند به عنوان یک فیلتر امنیتی برای استخراج فقط کسانی که واقعاً علاقه‌مند هستند و حذف کسانی که واقعاً اشتیاق ندارند، عمل کند. 

با این حال، هنوز هم می‌تواند برخی افراد را ناامید کند، اما این یکی از اهداف تبلیغات است. برای تبلیغات و بازاریابی، آنها از عمومی‌ترین روش برای انتقال تصویر محصول خود استفاده می‌کنند و در عین حال تمام تلاش خود را می‌کنند تا تأثیرات مخربی را که تبلیغشان می‌تواند داشته باشد، کاهش دهند. می‌توانید این را در نحوه نصب بیلبوردهایی مشاهده کنید که به راحتی توسط افراد بی‌علاقه نادیده گرفته می‌شوند، در حالی که افراد با تقاضا بلافاصله جذب آن می‌شوند. 

روش‌های تولید سرنخ B2B کاری مشابه (و شاید بسیار اصلاح‌شده‌تر) انجام می‌دهند. بیایید از بازاریابی تلفنی خارجی به عنوان یک مثال ساده استفاده کنیم. بسیاری از شرکت‌های بازاریابی تلفنی خارجی اکنون تلاش‌های خود را مستقیماً بر تأیید مشتریان بالقوه متمرکز می‌کنند تا بتوانند نگرانی‌های مشتریان خود را از مراجعه به مشتریان بالقوه بی‌علاقه برطرف کنند.

به خاطر داشته باشید، افرادی که برای نرم‌افزارهای B2B (مثل سیستم‌های حقوق و دستمزد، برنامه‌های CRM و غیره) ارزش قائل هستند، معمولاً مانند مصرف‌کنندگان معمولی نیستند. این افراد، مدیران و ارائه‌دهندگان خدمات هستند که تأثیر زیادی در کسب‌وکار خود (یا حتی خارج از آن) دارند. در نتیجه، این امر، بازاریابان تلفنی (حداقل بازاریابان تلفنی B2B) را از تلاش برای فروش چیزی (کیفیتی که منجر به بدنام شدن بسیاری از شرکت‌ها شده است) راحت‌تر می‌کند. اکنون که تفاوت بین فروش و صرفاً بازاریابی محصول خود را می‌دانید، باید به خوبی از وظیفه خود آگاه باشید. ابتدا، مهارت‌های فروش خود را بررسی کنید و سپس با برون‌سپاری به یک تیم معتبر بازاریابی تلفنی، آن را تقویت کنید. تفاوت‌های فوق را در نظر داشته باشید و از اینکه چقدر خوب می‌توانید با هم تعامل داشته باشید، شگفت‌زده خواهید شد. 

دیدگاهتان را بنویسید